بويوسن كه صداي شكسته شدن آجر رو مي شنوه يه گروه رو مي فرسته دنبال جانگ و دوستش اما اونها اون قدر سريع فرار مي كنن كه دست سربازها بهشون نمي رسه .
![]()
بعد از فرار جانگ به دوستش پول ميده مي گه خانواده ات رو بردار و در برو كه ممكنه پيدات كنن ولي من مجبورم بمونم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه 1387/03/16 و ساعت
16:57 |


